تبليغاتX
دخترکِ تنها

Click for Full Size View

و دوباره سلام سلامی نو با نگاهی نو و به همراه سالی

نو به شما دوستان نازنین من.گل ها جواب زمینند به

سلام آفتاب,نه زمستانی باش که بلرزانی نه تابستانی

که بسوزانی,بهاری باش تا برویانی.من هم نوروز رو

تبریک می گم.شاید این آپ آخرین کلام های این دل من

باشه که دیگه نا نداره بنویسه شاید هم وقتشو نداره.به

هر حال تو این آپ هم دو تا از شعرهام که زیاد هم جدید

نیستند رو میگذارم.شعر اول اسم نداره بنابراین خوشحال

میشم بدونم نظر شما در رابطه با اسم این شعر چیه و

چه اسمی رو براش انتخاب میکنید؟مچکرم و شاد و

خرسند باشید.

 Click for Full Size View

می خوام از عشقٍ تو که مقدسه قصری بسازم

قصری که من باشم و تو باشی و صدای سازم

میخوام از تو بگم که خیلی معصومی و ساده

در عین این همه لطافت دلم تو دامٍ تو افتاده

میخوام از دلسوزیات بگم همه دنیا بدونن

تو خیلی خوبی عزیزم اینو فقط خودم میدونم

لطافت حرفای تو منو به اوج قصه برد

نصیحت های هر شبت منو به انتها کشوند

خلاصه من نمیدونم از چی باید بنویسم

ولی اینو خوب میدونم که تویی همیشه عزیزم

 

  

می ترسم بری و باز منو تنها بذاری

بری وغصه وغم رو تو دلم جابذاری

می ترسم بری و فقط یادگاری ها بمونن

یادگاریها کًمه من نمی تونم با اونا زنده بمونم

می ترسم ازعشق ما دوتا فقط اسمش بمونه

این اسم خیلی مقدسه اینو فقط خدا می دونه

می ترسم رنگ خاطره ها خاکستری شه توخاطرمون

این رنگ یه جوربی رنگیه موندگارنیست واسه هردومون

می ترسم آخر قصه با چشمٍ گریون بخوام بنویسم

اون موقع دیگه هیچی نمونده که من ازاون بنویسم

می ترسم دست روزگارقلبتوبدزده وببره به جاهای دور

به جای که دیگه نخوای یادی کنی حتی ازخاطره هامون

قلب تو فقط ماله منه اینو می خوام داد بزنم

چه فایده که نمی شنوه هیچکی صدامو چون زنم

Click for Full Size View

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت   توسط مانا | 

TinyPic image

و سلام،سلامی به زیبایی گل همیشه بهار به شما

دوستان همیشه سبز.امیدوارم که شاد و پیروز باشید و

سبد زندگیتون لبریز ازعشق و محبت باشه.تو این آپ دو

تا از شعرها ی تقریباً قدیمیمو گذاشتم،که نمی دونم از

نظر شما زیبایان نازنین چطور باشه؛پس یادتون نره منتظر

نظرهای طلایی تون هستم.درضمن می خواستم سایت

زیبای رضا میرفخرایی رو بهتون پیشنهاد کنم که یکی از

زیبا سرایان ایرانی هستند حتما یه سر بزنید مطمئناُ از

نوشته ها وسرودهای ایشون خشتون خواهد آمد.آدرس

این سایت هم در قسمت پیوندهام هست.موفق و

سربلند باشید. 

 TinyPic image

TinyPic imageقلب سنگی تو TinyPic image

 

TinyPic imageدل تودیگه واسه ی با من بودن مثه سنگه

اما این قلب دیوونم بازم دلش واسه تو تنگه

TinyPic imageعشق تو دیگه تمومه عشق من مثلهِ یه دریا

تو نبودی که ببینی تا کجا می رم تو رویا

TinyPic imageمن برای با تو بودن میرم به اوج آسمونا

ندیدی واست می میرم همیشه قد یه دنیا؟َََ!

TinyPic imageمن شبا به یادِ تو ستاره ها رو می شمارم

تو فقط بهم می گی نرو نرو دوست دارم

TinyPic imageباشه بازم من تو رو می سپرمت دست خدا

تا نگی دروغ بوده هر چی که بوده بین ما.

TinyPic image 

TinyPic image

TinyPic image

TinyPic image<برو>TinyPic image

 

TinyPic imageچرا دیگه نگاه تو به من سلام نمی کنه

چشای نازِ تو منو مست و خراب نمی کنه

TinyPic imageچرا وقتی که می یام سرِ تو بالا نمی کنی

عاشق شدی من میدونم تو عشقُ حاشا می کنی

TinyPic imageچرا اینقدر این روزا خسته به نظر می رسی

میدونم عاشق می شی وقتی به هرکس می رسی

TinyPic imageاما اون فقط منم که عشقِ پاکتو یاد می کنه

واسه دیدنه تو هر روزساعتها دعا می کنه

TinyPic imageچرا وقتی که می یام منو نگاه نمی کنی

واسه یک بار که شده منو صدا نمی کنی

TinyPic imageقبلنا وقتی منو می دیدی خوشحال می شدی

با نگاه گرمت واسه قلب من یه پناهگاه می شدی

TinyPic imageقبلنا وقتی می دیدمت دیوونه تر می شدم

واسه دیدنت به خدا کلی در به در می شدم

TinyPic imageاون روزها با دیدنت من خیلی خوشحال میشدم

از صدای خنده هام یه دنیا بیدار می شدن

TinyPic imageاون روزا بین منو تو یه عشق بود همین و بس

اما امروز اومده تو قلبِ تو یه جور هوس

TinyPic imageیادت بمونه اون روزامی گفتی عاشقت منم

واسه همه در به دریت همیشه لایقت منم

TinyPic imageمی گفتی که دوسم داری خیلی زیاد قدِ خدا

منم می گفتم کفرنگو یه فقط خدا بدش می یاد

TinyPic imageاما حالا با اون نگات نمک می پاشی به زخم من

نگو که می خوای بری و یادگاریاتوُبزاری پیش من

TinyPic imageاین روزا با نگاهات عشقِتو انکار می کنی

لحظه های با هم بودنوازذهن من پاک می کنی

TinyPic imageنگو همه عاشقی ها یه خواب بوده تورویاهام

نگو که این تقدیرِو می خوام برم دیگه نیا

TinyPic imageخوب می دونم که قلب تو دیگه منو دوس نداره

برای با من بودن همش بهونه می یاره

TinyPic imageاگه من دوست داشتم توهم بودی عاشقِ من

حالا هم برو دیگه از عاشقی حرفی نزن.

 TinyPic image

TinyPic image

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت   توسط مانا | 

TinyPic imageTinyPic imageTinyPic imageTinyPic image

به نام پاکی پاکترین عشقم که مرا پیوند داد با سر نوشتم

سلام،سلامی به نرمی گل های زیبای شقایق وبه

لطافت اقاقیا،امیدوارم که سبز و خرم باشید.تو این اپ

هم چند تا دیگه از شعرامو می ذارم وخوشحال میشم

که نظرهایٍ طلایی تون رو در مورد شعرام

بدونم.*پایداروسربلند باشید*

TinyPic image

TinyPic imageدلمو تنها گذاشتی و رفتی خیلی ساده

این دلِ تنهای من بدجوراز نفس افتاده

TinyPic imageتو منو تنها گذاشتی و رفتی با دیگری

بی اونکه حتی بخوای بگیری ازمن خبری

TinyPic imageاین تویی که عاشق شدی بی سر و صدا

یعنی من برات کم بودم بااون همه خوبی بی وفا

TinyPic imageدلِ تومنونمی خواست،ازاولش اینو می دونستم

دلِ تو بهونه می خواست اینو بهتر می دونستم

TinyPic imageشعرای بارونیِ من دیگه به چشمِ تو نمیاد

دلِِ مهربونِِ تو گرمی دستامو نمی خواد

TinyPic imageگرمی دستاتوخیلی وقته حس نکردم غریبه

آخرِقصه من تنها شکستم مثلِِ همیشه

TinyPic imageحالا من لبریزم، لبریز از غم های دنیا

کی میاد کمک کنه هیچ وقت نشم تنهایِ تنها

TinyPic image

TinyPic imageمی دونم نمی دونی چقدر من دوست دارم

TinyPic imageعزیزم یعنی از چشمای من عشقٌ نمی خونی

TinyPic imageمن که از نگاهٍ تو یه دنیا عبرت می گیرم

TinyPic imageتا تو باشی به خدا یه دنیا من جون می گیرم

TinyPic imageاز نگاه تو اگه یه جرعه عشق به من بدی

TinyPic imageمی دونم نمی تونم با عشقٍ تو من می میرم

TinyPic imageمی میرم چون عشقتو تو رویاهام من می دیدمTinyPic image

 TinyPic image

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت   توسط مانا | 
 

TinyPic image

چرا من فقط عشق رو از دور می بینم

چرامن رنگ عشق وعاشقی رونمی بینم

 

چرا من نمی دونم عشق چه رنگیه،چه جوریه

شاید اینقدر من کمم که این هم برام زیادیه

 

چرا من باید باشم دخترکِ طلسم شده

دختری که شعرِتنهایی روازحفظ شده

من از این شهر برون خواهم رفت

که در آن همه ی گل ها یک رنگ اند

که در همه ی چشم ها کورند

که در آن تنها همدم من اشک های نفرین شده ام است

شهری که جاده های آن هیچ نقطه ی پایانی ندارند

شهری که در نبود حتی ذره ای عشق،مهربانی،لطافت ومحبت رنگی دگرگون به خود گرفته

شهری که هیچ وقت طلوعی ندارد

وتنها روشنی آن از برق اشک های دخترکی است که بود و نبودش برای آسمان ها یک رنگ است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت   توسط مانا |