var message=""; /////////////////////////////////// function clickIE() {if (document.all) {(message);return false;}} function clickNS(e) {if (document.layers||(document.getElementById&&!document.all)) { if (e.which==2||e.which==3) {(message);return false;}}} if (document.layers) {document.captureEvents(Event.MOUSEDOWN);document.onmousedown=clickNS;} else{document.onmouseup=clickNS;document.oncontextmenu=clickIE;} دخترکِ تنها
 

 

      دیگر از این وبلاگ بروز نخواهم شد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 11:35 PM  توسط مانا محمدپور | 

سلام و درود فراوان به هم ترانه ها وهمراهان خوبم.

مدتیه که خیلی دیر به دیر بروز میشم،علتش هم درسه و هم دلسرد شدن از دنیای موسیقی...

دنیایی که پرشده از آدم های بی وجدانی که خیلی راحت هنر رو میدزدند و بعد هم در کمال ناباوری انکار میکنند.البته همه جا خوب داره بدهم داره و انصافا نمیشه از درستکاریه خیلیا گذشت

اما این وسط ما می مانیم و حمایتی که از ما نمی شود!!

مدتی پیش تعدادی از ترانه هام رو به آقای حمیدرضا ن... که در حال حاضر ساکن آلمان هستن دادم و طبق روال عادی قرار شد که آهنگسازی کنند و منو خبر کنند.بعد از سه هفته وقتی دیدم خبری ازشون نشد بهشون ایمیل دادم وایشون در پاسخ گفتن:"راجب کدوم ترانه ها حرف میزنی!!!"

واقعا نمی دونم در مقابل اینجور شخصیت ها چگونه باید رفتار کرد؟؟! اگر قرار بر این باشد که مثله خودشون رفتار کنیم اینکار برای من و امثال من سادست.اما آیا واقعا راه چاره اینست؟

تنها اینو میدونم که این روزها دیگه حتی نمی شه به آوازه ی اسم و سابقه ی درخشان هنرمندهای کشورمون اعتماد کرد...

و در آخر تنها چیزی که می تونم به این آقای مثلا محترم بگم اینه که با این کارها و زیر جواب در رفتن ها مطمئن باشید که بجای نمی رسید.

تا درودی پر ترانه بدرود.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 10:53 PM  توسط مانا محمدپور | 

با درود فراوان

ترانه ای از من در مجله ی اتاقک به مدیریت خوب جناب محمدرضا مهرپویا گذاشته شده.خوشحال میشم نظراتتون رو راجع بهش بدونم. 

در پناه خورشید باشید با فردایی روشن تر از دیروز.

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آبان 1389ساعت 0:11 AM  توسط مانا محمدپور | 

بعد از یک سال و یک ماه دوباره سلام...

این مدت زیاد دوری از ترانه واسم کار آسونی نبود اما بخاطر درس وکنکور مجبور بودم.مرسی از همه ی دوستان,اساتید و هم ترانه های خوبم که تو این مدت منو فراموش نکردن و هرچند کوچک اما به یاد من بودند.من امسال از بین رشته هایی که قبول شدم در حال حاضر دارم پزشکی میخونم.میگن درساش سنگینه و فکر کنم حداقل باید یه قدم از ترانه دورتر بشم ولی ازش نمیگذرم.

خیلی دوس دارم یکی از ترانه هایی که تو این مدت نوشتم رو بذارم ولی بعد از اون ترانه دزدی هایی که واسم پیش اومد,واقعا دیگه نمیشه ترانه کامل رو گذاشت.راستی قراره چند ترانه به لس آنجلسی ها واگذار کنم که البته خواننده و اهنگساز هنوز اجازه ی معرفی کار رو ندادن.

اینم نیمچه ترانه ای از من:

بیا دستامو بگیر ببین چقد سرده وجودم

انگاری روحی نمونده تو تموم تاروپودم

نمی دونم چرا دیگه حتی نفس نمی کشم

برای روح سرکشم دیگه قفس نمی کشم

.

.

.

لحظه به لحظه میمیرم توغربت ثانیه ها

برای این حس غریب قد نمی دن قافیه ها

واسم دعا کنید...تا درودی دیگه آسمونی باشید در کنار خورشید... 

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 10:53 PM  توسط مانا محمدپور | 

برای مدتی بروز نخواهم شد...

تا درودی دیگر بدرود.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 1:48 PM  توسط مانا محمدپور | 

و دوباره سلام,سلام به تمام دوستان گلی که تو این مدتی که نبودم,همواره محبت قلبیشون رو به من رساندند وبه یاد بنده حقیر بودند.

واما هرچند با تاخیر آمدم ولی دست پر!!یکی از ترانه های من رو محمدرضامیرابراهیمی (dj mrm)   به نام  dance with me 2  خوندند که هم اکنون از شبکه های tvpersia,pmc,gem tv ,…   پخش میشه,که من اصل ترانه رو در پایان خواهم گذاشت.همچنین دو تا کار با پیام حاجی زاده با موضوع حضرت ابولفضل العباس داشتم و اینشالله محرم بیرون خواهد آمد که البته هر دو کار با مجوز ارشاد هستند. و تعدادی کار دیگه با خواننده های خوب خارج از کشور وهمچنین داخل کشور که به موقع اون ها روهم معرفی خواهم کرد.

 

"کولی عاشق"

تو یه کوهی تو کویرم,قبله ای برای عالم

نمی تونم بی حضورت زندگیمو کم میارم

تو که چشمه ی شفایی واسه درد بی دوایی

بیا مرهم دلم باش , تو که از جنس خدایی

تو که منبع حیاتی تو نبودت من میمیرم

بدون حضورگرمت محال آرووم بگیرم

تویی که باب الحوائج واسه دردوغصه هامی

تنها همدمٍ , شبهای بارونی تو قصه هامی

گرمی دستای سردم ازحضورتوست همیشه

آخه سفینه ی نجاتی , بدون تو مگه میشه

تونباشی زندگی نیست,حتمیه مرگ وجودم

انگاری روحی نمونده تو تموم تارو پودم

توی بن بست وجودم تو یه راهی روبه خورشید

مثه یه حس غریبی که تو لحظه هام درخشید

ای ابالفضل آرزومه بوسه بر دستای پاکت

منم اون کولی عاشق که اسیره توی خاکت...

 

خواننده:  پیام حاجی زاده

آهنگساز: پیمان حاجی زاده

ترانه سرا: مانامحمدپور

 

 TinyPic image

 

بیا با هم برقصیم,غصه رو رها کنیم

من وتوامشب اینجاعشق روصدا کنیم

بیا تا با عشقمون دنیا پر از شادی شه

واژه ی غم وغصه یه اسم توخالی شه

بیا تا دنیادنیاست عشق با هم بخونیم

به حرمت عاشقی , قدر همو بدونیم

لبخند بزن به عشقم,بامن بمون همیشه

اینو بدون که بی تو,این زندگی نمیشه

بخند تا میتونی , دلت رو آفتابی کن

باخنده های زیبات,این شب مهتابی کن

بخند با یه دنیا عشقٌ و محبت زیبا

بخند تا ته خط , غصه نداره فردا

 

خواننده: محمدرضا میرابراهیمی (dj mrm)

 ترانه سرا: مانامحمدپور

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 11:23 PM  توسط مانا محمدپور | 

 

سلام به دوستان نازنینم. امروز با یه کارجدید در خدمتتون هستم.خوشحال میشم نظرتونو راجع بهش بدونم.این کار اصلا سبک ترانه های قبلیم نیست.امیدوارم که خوشتون بیاد. خوشحال میشم نظرتونو راجع بهش بدونم. ارزومند روزهای خوب و پر از شادی برای همتون هستم.  

 چه خوبه زمین باز شه من بمیرم

برم توی اعماق اون جون بگیرم

برم سر بذارم توی قعر این زمین

شاید که نبینم تو رودیگه بعد ازاین

عالیه اگه یه روز بمیرم و فانی بشم

واسه بدبختی دنیا اسم تو خالی بشم

......

آره یادم نکنید شاید اونجا آرووم بشم

شاید اونجا بتونم عاشق آسمون بشم

بعد مرگم هرگز, اشک را هدیه ی قلبم نکنید

افسوس فراوانٍ خودراتقدیم این تنٍ سردم نکنید

 

پاییز 87

مانا محمدپور

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 8:0 PM  توسط مانا محمدپور | 

                     

و بازهم سلام,امیدوارم که خوش وخرم باشید وسرشار از انرژی.تو این آپ هم یدونه دیگه از شعرامو میزارم وخیلی خوشحال میشم نظرتونو بدونم.مطمئن باشید که نظراتتون واسم خیلی ارزشمند هستند.زلال باشید.

تو که عاشقم نبودی/چرا ادعا می کردی

چرا با نگاه گیرات /منو مبتلا می کردی

تو که عاشقم نبودی /چرا دل دادی به عشقم

چراتوهمش می گفتی/که به عشقت خیلی تشنم

تو که عاشقم نبودی/چرا عشقمو می خواستی

چرا تو می خواستی قلبم/عاشقت شه راستی راستی

تو که عاشقم نبودی/چرا اومدی تو خوابم

چرا تو می گفتی که من/واسه تو یه بی قرارم

تو که عاشقم نبودی/چرا می گفتی دیوونم

چرا می گفتی فقط من/واسه زندگیت بهونم

تو که عاشقم نبودی/چرا گل دادی به دستم

چرا تو همش می گفتی/عاشق این دل خستم

تو که عاشقم نبودی/فکر اینو نمی کردی

که یه روز بفهمه این دل/که با اون چه کارا کردی

تو که عاشقم نبودی/حتی فکرمم نبودی

فکر این دلی که یک روز/بد جوری ازم ربودی

تو که عاشقم نبودی /چرا این قلبٌ شکستی

چراتونموندی هرگز/سراون عهدی که بستی

تو که عاشقم نبودی/پس چرا منو سوزوندی

چرا با آتیش عشقت /منو به انتها کشوندی

تو که عاشقم نبودی/خودت اینو خوب می دونی

دلی که دادم به دستت /نمونده ازش نشونی

تو که عاشقم نبودی/چرا دستامو گرفتی

چراهرشب زیربارون/عشق ازسرمی گرفتی

تو که عاشقم نبودی /شاید لایقم نبودی

شاید این خدای من بود/که نخواست پیشم بمونی

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 9:54 PM  توسط مانا محمدپور | 

                                          دوباره سلام،سلام به دوستان نازنینی که چقدر مهربان و صمیمانه من رو همراهی می کنند.این وبلاگ قرار بود دیگه به روز نشه ولی به دلایلی دو باره این اتفاق افتاد.تو این پست هم یکی دیگه از ترانه هامو میگذارم که جدید هم هست،امیدوارم خوشتون بیاد.نظر یادتون نره.شاد و خرسند باشید.

با تو شب مهتابه و من پرنورم

بیا ونزار بریزه آخرین برگ غرورم

 

بی تو دل آروم نداره ، بی قراره

بیا و نزار دوباره ابرای چشمم بباره

 

بی تو من بغض شکستم،کوله بار غم رو بستم

بی تو عمریه که تنها ، اینجا منتظر نشستم

 

وقتی نیستی ابراتیرن،گلدونا دارن می میرن

آخه اونا هم مثٍ من ، توی عشق تو اسیرن

 

بی تو ابرا پر بغضن،چقدر سیاه  و تیره

کاش بیای نزاری بازم اینجاها بارون بگیره

 

بی تو شب چقدر سیاهه،آخه اون ماهی نداره

سرد و غمگین دل اون،مثٍ من فقط می باره

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 11:35 PM  توسط مانا محمدپور |